تبلیغات
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی) - رهائى متهم
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی)


ابزار و قالب وبلاگ

بهترین سریال صدا و سیما در ایام ماه مبارک رمضان کدام است؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :




  • Powered by WebGozar

سه شنبه 26 مهر 1390

رهائى متهم مردى را به جرم ارتداد دستگیر كرده ، نزد هارون الرشید آوردند. هارون : آیا اعتراف مى كنى مرتد و ملحد شده اى ؟ گفت : هرگز، تمام مردم مى دانند من اهل نماز و طاعت هستم و در انجام واجبات و مستحبات كوتاهى نمى كنم . هارون : او را تازیانه بزنید تا اعتراف كند. متهم : اگر مرا تازیانه بزنى ، ارتداد خود را ثابت كرده اى ، و بر همگان آشكار خواهد شد كه تو خلیفه رسول خدا نیستى . هارون : چطور؟ متهم : چون پیامبر براى اقرار به اسلام سختگیرى مى كرد، و تو براى گرفتن اعتراف به كفر تازیانه مى زنى . هارون چون این پاسخ شنید، دستور داد او را رها كنند. 408) اشعار اجنه پس از شهادت امام حسین علیه السلام بر اثر جو خفقان شدید حاكم بر جامعه كسى جرئت نمى كرد نامى از امام و اهل بیت به میان آورد. زائرین قبر مطهرش ، دست و پایشان قطع مى شد. حتى شعرا جرئت نداشتند در مصیبت اهل بیت بویژه امام حسین مرثیه بسرایند. از این رو گاهى شاعرى در این باره شعر و مرثیه اى مى سرود، و آن را به جن نسبت مى داد و در میان مردم شایع و رایج مى ساخت . از جمله اشعار دعبل خزاعى است كه گویند ابیات آخر را اجنه سروده اند. زر خیر قبرٍ فى العراق یزار   و اعص الحمار فمن نهاك حمار   لم لا ازورك یا حسین لك الفداء   قومى و من عطفت علیه نزاز   و لك المودة فى قلوب ذوى النهى   و على عدوك مقته و دَمار   یابن الشهید و یا شهیدا عمُّه   خیر العمومة جعفر الطیار 409) اختلاف ابو حنیفه شخصى وضوء گرفت و پایش را مسح كشید. ناگهان متوجه شد یكى از ماءموران خلیفه او را نظاره مى كند. بلافاصله پایش را شست . ماءمور نزدیك آمد و سبب مسح اول و غسل دوم پا را پرسید؟ گفت : این از مسائل اختلافى بین خدا و ابو حنیفه است . خداوند مى فرماید: وَامسَحُوا بِرُؤُسِكُم و اَرجُلِكُم . ولى ابو حنیفه مى گوید: و اغسلوا ارجلكم . چون احتیاط در جمع است . از ترس خدا مسح كردم و از ترس خلیفه شستم .
نوشته شده توسط : سید سعدی علوی