تبلیغات
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی) - موعظه بهلول و هارون
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی)


ابزار و قالب وبلاگ

بهترین سریال صدا و سیما در ایام ماه مبارک رمضان کدام است؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :




  • Powered by WebGozar


442) موعظه بهلول و هارون

هارون در بازگشت از مكه مدتى در كوفه اقامت كرد. روزى با بهلول مواجه شد كه با صداى بلند او را مى خواند.
هارون به خشم آمد و گفت : آیا مرا مى شناسى ؟
بهلول : آرى ! تو را خوب مى شناسم .
پرسید: من كیستم ؟
پاسخ داد: تو كسى هستى كه اگر در شرق عالم به كسى ستم شود و تو در غرب عالم باشى ، خداوند روز قیامت از آن ستم از تو باز خواست مى كند.
هارون گریست و گفت : حال مرا چگونه مى بینى ؟
بهلول : بر قرآن عرضه كن . خداوند مى فرماید:
اِنَّ الاَبرارَ لَفى نَعیمٍ وَ اِنَّ الفُجارَ لَفى جَحیمٍ
هارون : اعمال ما چگونه است ؟
بهلول : اِنَّما یَتَقبَّلُ مِنَ المُتَّقینَ
هارون : آیا خویشاوندى ما با رسول خدا كارساز نیست ؟
بهلول : فَإِذا نُفِخَ فىِالصُّورِ فَلا اَنسابَ بَینَهُم
هارون : آیا شفاعت شامل حال ما نمى شود؟
بهلول : یَومَئذٍ لاتَنفَعُ الشَّفاعَةُ اِلا مَن اَذِنَ لَهُ الرَّحمانُ وَرِضىَ لَهُ قَولا
هارون : حاجتى دارى برایت رواكنم ؟
بهلول : آرى ، گناهانم را ببخشى و مرا داخل بهشت گردانى .
هارون : این در اختیار من نیست . لكن مى دانم قرضى دارى مى توانم قرضت را اداء كنم .
بهلول : الدین لایقضى بدین اد اموال الناس الیهم .
یعنى دین با دین ادا نمى شود. تو اموال مردم را به صاحبانش برگردان .
هارون : آیا دوست دارى دستور بدهم تا آخر عمر به تو مستمرى بدهند.
بهلول : آیا مى پندارى خداوند ترا به یاد دارد و مرا فراموش كرده است !؟


443) بى انصاف

رئیس دادگاه : جلسه رسمى است .
شاكى : جناب قاضى ، این آقا مدتها است موعد وامش سر آمده و هنوز بدهى خود را نپرداخته است .
قاضى : آقا، شما چرا دین خود را ادا نمى كنید؟
متشاكى : جناب قاضى ،این آقا خیلى بى انصاف است .چون دوسال است از او تقاضا كرده ام ، دو روز به من فرصت بدهد و نداده است .


444) آزادى از اسارت

نخستین جنگ مسلمانان با مشركان جنگ بدر بود كه درسال دوم هجرى رخ داد. مسلمانان هفتاد نفر را به هلاكت رساندند، و هفتاد نفر را به اسارت گرفتند، شهداء اسلام نه یا یازده نفر بود و هیچ مسلمانى به اسارت دشمن در نیامد.
یكى از اسراء مشركین ، عباس عموى پیامبر بود كه پس از اخذ فداء آزاد شد و اسلام آورد. او بنابر مشهور به مكه بازگشت واخبار را بطور سرى براى پیامبر مى فرستاد و پیش از فتح مكه به مدینه آمد و به سپاه اسلام پیوست .
بقیه اسراء نیز در ازاء اخذ فدیه از یك هزار درهم تا چهار هزار درهم به تناسب وضع مالى آنان آزاد شدند.



445) خاصیت سكنجبین

سكنجبین دفع صفرا كند.
صفراى سالك ، نسیان است . نَسوُا اللهَ فَنَسِیَهُم .
ذكر لا اله الا الله كه از سركه نفى و انگبین اثبات تركیب شده ، صفراى نسیان را دفع مى كند. چنانچه فرمود: اُذكُروُنى اَذكُركُم


446) ناكرده گنه كیست ؟

ناكرده گنه در این جهان كیست ، بگو

 

آنكس كه گنه نكرده و زیست ، بگو

 

من بد كنم و تو بد مكافات دهى

 

پس فرق میان من و تو چیست ، بگو


447) چشم دل

حكیمى از تلمیذ خود پرسید: اگر دیده سر، عالم ملك را نبیند چه مى كنى ؟
پاسخ داد: معالجه خواهم كرد تا بینائى خود را بازیابد.
فرمود: پس چون چشم دل عالم ملكوت را نبیند، در اندیشه علاج باش .


448) مراتب نفس

هرگاه نفس مسخر دو قوه شهویه و غضبیه باشد، آن رانفس اماره گویند. اثر آن بروز اخلاق رذیله واعمال سیئه ،و نتیجه آن سقوط بهاسفل السافلین است اِنَّ النَّفسَ لاََمارَةٌ بِالسُّوءِ اِلا ما رَحِمَرَب ى.
هرگاه نفس مسخر دو نیروى عقل و شرع باشد، آن را نفس مطمئنه نامند. اثر آن ظهور اخلاق فاضله و اعمال حسنه و نتیجه آن صعود به اعلى علیین است .
یا اَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّةُ اِرجِعى اِلى رَبِّكَ راضِیَةً مَرضِیَةً.
فَادخُلى فى عِبادى وَ ادخُلى جَنَّتى
و هرگاه نفس مسخر هیچیك نباشد بلكه قواى اربعه با یكدیگر در ستیز باشند و گاهى شرع و عقل غلبه یابد وگاهى شهوت و غضب ، در این صورت آن را نفس لوامه گویند.
اثر آن در هنگام غلبه شرع و عقل ، ظهور حسن خلق و عمل صالح ، و در هنگام غلبه شهوت و غضب ، بروز سوء خلق و عمل قبیح مى باشد. و چون در هر حال نور عقل و شرع در وجود او بكلى خاموش نگشته ، در وقت بروز خلق سوء و ارتكاب فعل قبیح خود را ملامت مى كند. و در غالب موارد همین حالت ملامت و ندامت ، منشاء توبه و انابه مى شود.
لا اُقسِمُ بِیَومِ القِیامَةِ وَ لا اُقسِمُ بِالنَّفسِ اللَّوامَةِ
در هر حال وى گاهى سیر صعودى و گاهى سیر نزولى دارد.




نوشته شده توسط : سید سعدی علوی