تبلیغات
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی) - ساده زیستى در اسلام
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی)


ابزار و قالب وبلاگ

بهترین سریال صدا و سیما در ایام ماه مبارک رمضان کدام است؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :




  • Powered by WebGozar


آیا قلب برادرت با ما بود؟ 

اولین جنگى كه در دوران زمامدارى امیرالمؤ منین على علیه السلام اتفاق افتاد، جنگ جمل بود. لشكر على علیه السلام در این نبرد پیروز شد و جنگ خاتمه یافت ، یكى از اصحاب حضرت كه در جنگ شركت داشت ، گفت : دوست داشتم برادرم در این جا بود و مى دید چگونه خداوند شما را بر دشمن پیروز نمود. او نیز خوشحال مى شد و به اجر و پاداش نایل مى گشت .
امام علیه السلام فرمود:
آیا قلب و فكر برادرت با ما بود؟
گفت : آرى !
امام علیه السلام فرمود: بنابراین او نیز در این جنگ همراه ما بوده است .
آنگاه افزود: نه تنها ایشان بلكه آنها كه در صلب پدران و در رحم مادرانشان هستند، اگر در این نبرد با ما هم فكر و هم عقیده باشند، همگى با ما هستند كه به زودى پا به جهان گذاشته و ایمان و دین به وسیله آنان نیرو مى گیرد. (16)


14- نماز خالصانه  

براى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله دو شتر بزرگ آوردند. حضرت به اصحاب فرمود:
آیا در میان شما كسى هست دو ركعت نماز بخواند كه در آن هیچ گونه فكر دنیا به خود راه ندهد، تا یكى از این دو شتر را به او بدهم .
این فرمایش را چند بار تكرار فرمود. كسى از اصحاب پاسخ نداد. امیرالمؤ منین علیه السلام به پا خواست و عرض كرد:
یا رسول الله ! من مى توانم آن دو ركعت نماز را بخوانم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:
بسیار خوب بجاى آور!
امیرالمؤ منین علیه السلام مشغول نماز شد، هنگامى كه سلام نماز را داد جبرئیل نازل شد، عرض كرد:
خداوند مى فرماید یكى از شترها را به على بده !
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
شرط من این بود كه هنگام نماز اندیشه اى از امور دنیا را به خود راه ندهد. على در تشهد كه نشسته بود فكر كرد كدام یك از شترها را بگیرد.
جبرئیل گفت :
خداوند مى فرماید:
هدف على این بود كدام شتر چاقتر است او را بگیرد، بكشد و به فقرا بدهد، اندیشه اش براى خدا بود. نه براى خودش بود و نه براى دنیا.
آنگاه پیامبر صلى الله علیه و آله به خاطر تشكر از على علیه السلام هر دو شتر را به او داد. خداوند نیز در ضمن آیه اى از آن حضرت قدردانى نموده و فرمود:
((ان فى ذالك لذكرى لمن كان له قلب او القى السمع و هو شهید)) (17)
سپس رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
هر كس دو ركعت نماز بخواند و در آن اندیشه اى از امور دنیا به خود راه ندهد، خداوند از او خشنود شده و گناهانش را مى آمرزد. (18)


15- شراب در ماه رمضان  

نجاشى شاعر، یكى از اطرافیان و ارادتمندان على علیه السلام بود و با اشعارش سپاه على علیه السلام را بر ضد معاویه تحریك مى كرد، بارها در سپاه امیرالمؤ منین علیه السلام با دشمن جنگید، ولى همین شخص یك بار پایش لغزید و در ماه رمضان شراب خورد. وى را پیش امیرالمؤ منین آوردند و شرابخواریش را ثابت كردند.
حضرت على خودش هشتاد تازیانه به او زد و یك شب نیز زندانى كرد. روز بعد دستور داد نجاشى را آوردند، حضرت بیست تازیانه دیگر بر او زد. نجاشى عرض كرد:
یا امیرالمؤ منین ! این بیست تازیانه براى چیست ؟
على علیه السلام فرمود:
این بیست تازیانه به خاطر جسارت و جراءت تو به شرابخوارى در ماه رمضان است

ساده زیستى در اسلام  

شریح قاضى (20) مى گوید:
خانه اى را به هشتاد دینار خریدم ، به نام خود قباله كردم و گواهان بر آن گرفتم .
خبرش به امیرالمؤ منین علیه السلام رسید، مرا احضار كرد و فرمود:
اى شریح ! شنیده ام خانه اى به هشتاد دینار خریده اى و بر آن قباله نوشته و چند نفر گواه گرفته اى !؟
گفتم : آرى ، درست است .
امام علیه السلام نگاه خشمگین به من كرد و فرمود:
شریح از خدا بترس به زودى كسى (عزرائیل ) به سوى تو خواهد آمد. نه به قباله ات نگاه مى كند و نه به امضاى آن گواهان اهمیت مى دهد و تو را از آن خانه حیران و سرگردان خارج مى كند و در گودال قبرت مى گذارد.
اى شریح ! خوب تاءمل كن ! مبادا این خانه را از مال دیگران خریده باشى و بهاى آن را از مال حرام پرداخته باشى ؟ كه در این صورت ، در دنیا و آخرت خویشتن را بدبخت ساخته اى .
سپس فرمود:
اى شریح ! آگاه باش ! اگر وقت خرید خانه نزد من آمده بودى براى تو قباله اى مى نوشتم ، كه به خرید این خانه حتى به یك درهم هم رغبت نمى كردى من این چنین قباله مى نوشتم : این خانه اى است كه بنده خوار و ذلیل ، از شخص ‍ مرده اى كه آماده كوچ به عالم آخرت است ، خریدارى كرده كه در سراى فریب (دنیا)، در محله فانى شوندگان و در كوچه هلاك شدگان قرار دارد، كه داراى چهار حد است :
حد اول آن ؛ به پیشامدهاى ناگوار (آفات و بلاها) منتهى مى شود.
و حد دوم ؛ به مصیبتها (مرگ عزیزان و...) متصل است .
و حد سوم ؛ به هوسهاى نفسانى و آرزوهاى تباه كننده اتصال دارد.
و حد چهارمش ؛ شیطان گمراه كننده است و درب این خانه از حد چهارم باز مى گردد.
این خانه را شخص فریفته آرزوها از كسى كه پس از مدت كوتاهى مى میرد به مبلغ خارج شدن از عزت قناعت و داخل شدن در پستى دنیا پرستى خریده است ... (21)
آرى نگاه انسانهاى وارسته نسبت به زندگى پست همین است .


17- چرا دعاهاى ما مستجاب نمى شود 

امیرالمؤ منین على علیه السلام روز جمعه در كوفه سخنرانى زیبایى كرد، در پایان سخنرانى فرمود:
اى مردم ! هفت مصیبت بزرگ است كه باید از آنها به خدا پناه ببریم :
1- عالمى كه بلغزد.
2- عابدى كه از عبادت خسته گردد.
3- مؤ منى كه فقیر شود.
4- امینى كه خیانت كند.
5- توانگرى كه به فقر درافتد.
6- عزیزى كه خوار گردد.
7- فقیرى كه بیمار شود.
در این وقت مردى برخواست ، عرض كرد:
یا امیرالمؤ منین ! خداوند در قرآن مى فرماید: ((ادعونى استجب لكم )):
مرا بخوانید، دعا كنید، تا دعایتان را مستجاب كنم .
اما دعاى ما مستجاب نمى شود؟
حضرت فرمود: علتش آن است كه دلهاى شما در هشت مورد یك : این كه خدا را شناختید، ولى حقش را آن طور كه بر شما واجب بود بجا نیاوردید، از این رو آن شناخت به درد شما نخورد.
دو: به پیغمبر خدا ایمان آورید ولى با دستورات او مخالفت كردید و شریعت او را از بین بردید! پس نتیجه ایمان شما چه شد؟
سه : قرآن را خواندید ولى به آن عمل نكردید و گفتید:
قرآن را به گوش و دل مى پذیریم اما به آن به مخالفت برخواستید.
چهار: گفتید ما از آتش جهنم مى ترسیم در عین حال با گناهان و معاصى به سوى جهنم مى روید.
پنج : گفتید به بهشت علاقه مندیم اما در تمام حالات كارهایى انجام مى دهید كه شما را از بهشت دور مى سازد. پس علاقه و شوق شما نسبت به بهشت كجاست ؟
شش : نعمت خدا را خوردید، ولى سپاسگزارى نكردید.
هفت : خداوند شما را به دشمنى با شیطان دستور داد و فرمود: ((ان شیطان لكم عدو فاتخذوه عدوا)): شیطان دشمن شماست ، پس ‍ شما او را دشمن بدارید! به زبان با او دشمنى كردید ولى در عمل به دوستى با او برخاستید.
هشت : عیبهاى مردم را در برابر دیدگانتان قرار دادید و از عیوب خود بى خبر ماندید (نادیده گرفتید) و در نتیجه كسى را سرزنش مى كنید كه خود به سرزنش سزاوارتر از او هستید.
با این وضع چه دعایى از شما مستجاب مى شود؟ در صورتى كه شما درهاى دعا و راه هاى آن را بسته اید پس از خدا بترسید و عملهایتان را اصلاح كنید و امر به معروف كنید و نهى از منكر نمایید تا خداوند دعاهایتان را مستجاب كند. (22)



نوشته شده توسط : سید سعدی علوی