تبلیغات
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی) - فضایل حضرت امام زین العابدین (ع )
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی)


ابزار و قالب وبلاگ

بهترین سریال صدا و سیما در ایام ماه مبارک رمضان کدام است؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :




  • Powered by WebGozar


سیماى حضرت امام على بن الحسین (ع ) زین العابدین
بخش اول : فضایل حضرت امام زین العابدین (ع )  
602- زنده كننده نسل حسینى (ع )
ابوالحسن ، على بن الحسین بن على بن الى طالب علیه السلام ، مشهور به زین العابدین است و او را على اصغر خوانند و حسین را جز از طریق او، نسلى نیست . او یكى از امامان دوازده گانه و از سادات تابعین است .
زهرى گفته است : هیچ قریشى نسبى را برتر از او نیافتم و زین العابدین علیه السلام را ابن الخیر تین مى گفته اند؛ زیرا رسول خداوند فرموده : لله تعالى من عباده خیرتان فخیرته من العرب قریش و من العجم فارس ‍ .(697)
603- گذشتن از ثواب دنیوى
در بحار، به نقل از اختصاص آمده كه : فرزدق حكایت كرده است :
سالى همراه عبدالملك در حج بودم . او به على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیه السلام نظرى افكند و براى تحقیر او گفت : او كیست ؟
پس من نیز بالبداهه ، قصیده را سرودم كه : او پسر بهترین بندگان خداست و او تقى و طاهر العلم است تا آنكه آنرا به اتمام رسانیدم .
عبدالملك ، سالى هزار دنیا به او صله مى كرد كه پس از ماجراى قصیده ، آنرا قطع كرد. فرزدق شكایت به على بن الحسین علیه السلام برد و از ایشان درخواست نمود تا در این باره با عبدالملك گفت و گو كند. امام فرمود: من ، همان اندازه كه او تو را مى بخشید، تو را مى بخشم ؛ پس مرا از سخن گفتن با او باز دار.
فرزدق عرض كرد: اى فرزند رسول خدا! به خداوند قسم ، كه ثواب خداى عز و جل در آجل ، نزد من بهتر است از ثواب دنیا در عاجل .
این ماجرا به گوش معاویه بن عبدالله بن جعفر طیار رسید و او از سخاوتمندان و ادبا و ظرفاى بنى هاشم محسوب بود، معاویه به فرزدق گفت : اى ابافراس ! به گمانت چه قدر از عمرت باقى است ؟
فرزدق جواب داد: بیست سال .
معاویه گفت : این بیست هزار دینار، كه از مال خودم مى باشد به تو مى دهم ، پس ابو محمد - اعزه الله - را معاف كن !
فرزدق پاسخ داد: من ابو محمد را ملاقات كرده ام و او از دارایى خویش ، به من بذل فرمود؛ ولى به عرض ایشان رساندم كه براى اجر اخروى عمل خود، از ثواب دنیوى اش گذشتم . (698)
604- باغ فردوس به پاداش عمل مى بخشند
چشمان هشام لوچ بوده است و ابن خلكان در وفیات الاعیان ، در شرح حال فرزدق مى گوید:
عمل بس نیكویى بدو نسبت داده اند كه امید است رفتن او به بهشت را ضامن باشد، و عمل مذكور آن است كه چون هشان بن عبدالملك در عهد پدرش به قصد حج به مكه آمد، دور كعبه طواف نمود و سعى كرد تا خود را به حجرالاسود برساند؛ ولى به دلیل ازدحام مردم ، موفق نشد. از این رو، برایش منبرى گذاشتند و او بر آن نشست و به مردم مى نگریست .
در ضمن ، گروهى از اشراف شام نیز در این سفر همراهى اش مى كردند. در این حال ، زین العابدین ، على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیه السلام ، كه زیباترین و خوشبوترین مردم بود، پیش آمد و شروع به طواف نمود. چون طوافش به حجرالاسود ختم یافت ، مردم راه را برایش باز كردند تا به آن برسد.
در این هنگام ، مردى شامى گفت : این كیست كه هیبتش چنین مردم را متاءثر كرده است ؟
هشام از ترس این كه همراهانش به او تمایلى پیدا كنند و علاقه مند شوند، گفت : او را نمى شناسم .
ولى فرزدق كه در آن جا حاضر بود گفت : من او را مى شناسم .
مرد شامى پرسید: اى ابافراس ! او كیست ؟
فرزدق نیز در جواب او، قصیده اى را سرود.
(699)
605- چونان ماه شب بدر
مبرد در كتاب الكامل نقل كند كه : مردى قریشى - كه مامش را نمیدانم - گفت : روزى در كنار سعید بن مسیب نشسته بودم كه مرا گفت : دائیان تو كیانند؟
گفتن : مادرم كنیز بوده است .
با این حرف ، گویى از چشمانش بیافتادم . اندكى بعد، سالم بن عبدالله بن عمر بن خطاب آمد و چون از پیش او رفت گفتم : اى عمو! این كه بود؟
سعید بن مسیب گفت : سبحان الله العظیم ! آیا او را كه از قوم توست ! نمى شناسى ؟ او، سالم بن عبدالله بن عمر است .
پرسیدم : مادرش كیست ؟
گفت : مادرش كنیز است .
اندكى گذشت و على بن حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام آمد و بر او سلام كرده ، نشست و سپس برفت . از سعید بن مسیب پرسیدم : اى عمو! او كیست ؟
سعید گفت : او كسى است كه روا نباشد مسلمانى او را نشناسد! او على بن حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام است .
پرسیدم : مادرش كیست ؟
پاسخ داد: مادرش كنیز است .
در این هنگام گفتن : اى عمو! به نظر رسید كه چون گفتن ، مادرم كنیز است ، از ارزش من نزد تو كاسته شد؛ ولى من نیز چون اینانم و از این ، باكى ندارم . (مرد قریشى ادامه مى دهد:) پس از آن ، نزد او بزرگى و جلالتى یافتم .
(700)
606- احترام به مادر
امام زین العابدین علیه السلام ، نسبت به مادرش بسیار نیكوكار بود؛ به طورى كه به او گفتند: تو نسبت به مادر، از همه كس نیكوكارترى ، ولى نمى بینیم كه با او در یك ظرف غذا بخورى !
امام در جواب فرمود: چون ترسم كه دستم را به سوى چیزى برم كه مادرم قصد خوردن آن را داشته و او را ناراحت كنم . (701)
عبادت حضرت امام زین العابدین (ع )  
607- مایه آرامش دل
امام سجاد علیه السلام در مناجاه الذاكرین گوید:
و آنسنى بالذكر الخفى ... فلا نطمئن القلوب الابذكرك ... استغفرك من كل بغیر ذكرك ، و من كل لذه راحه بغیر انسك ، و من كل سرور بغیر قربك ؛ (702)
... به وسیله ذكر خفى (در نهان به یاد تو بودن ) وحشت را از دلم بزدا.... پس ‍ دلها آرام نگیرند مگر به یاد تو...و از هر لذتى كه بدون یاد تو حاصل شود و هر آسایشى كه بدون انس با تو دست دهد و هر نشاطى كه بدون نزدیكى با تو تاءمین گردد آمرزش مى طلبم .(703)
608- قدر درجات بهشت
زهرى روایت كرده است كه : قال سمعت على بن الحسین علیه السلام یقول : آیات القرآن خزائن ، فكلما فتحن خزانه ینبغى لك ان تنظر ما فیها .
و درجات قرآن همه حكمت بلكه حكیم است یس والقرآن حكیم و حكمت بهشت است
كما فى المجلس الواحد و الستین من امالى الصدوق قال رسول الله صلى الله علیه وآله لعلى بن ابى طالب : یا على ! انا مدینه الحكمه و هى الجنه وانت یا على ، بابها
.
پس به آن اندازه كه از این درجات ارتقاء یافته اى به همان اندازه قرآنى و به همان اندازه خزائن الهى هستى و به همان اندازه بهشتى ، یؤ تى الحكمه من یشاء و من یؤ ت الحكمه فقد اوتى خیرا كثیرا و ما یذكر الا اولوا الالباب . (704) امام فرمود: درجات بهشت بر عدد آیات قرآن ، و بر قدر آیات قرآن است . و فرمود: هر مقامى او مقامات قرآن را قرائت كرده است ، توقف مكن و بالا برو كه آن را مقامات دیگر است و خبرهایى است . (705)
609- گنجینه هاى قرآنى
زهرى گوید: از على بن الحسین علیه السلام شنیدم كه فرمود: آیات قرآن ، گنجینه هستند و سزاوار است هر گنجینه اى كه گشوده مى شود، در آن بنگرى .(706)
610- خبر از آخرالزمان
عاصم بن حمید، على بن الحسین امام زین العابدین علیه السلام را از توحید پرسید؛ حضرت فرمود: چون خداوند عز و جل مى دانست در آخرالزمان مردمانى دقیق و عمیق خواهند بود از این رو، سوره قل هو الله احد و آیاتى از سوره حدید را تا آیه و هو علیم بذات الصدور، نازل فرمود - تا بدینجا كه مى فرماید: - و هر كس بیشتر از این رود، هلاك شود.(707)
611- مناجات محبین
مناجات محبین امام زین العابدین و سید الساجدین - صلوات الله علیه - را فراموش مكن : بسم الله الرحمن الرحیم ، الهى ! من ذا الذى ذاق حلاوق محبتك فرام منك بدلا... (708)
612- ستایش ابن عربى
محیى الدین ، در مناقب مى گوید: صلوات خداوند و ملایك و حمله عرش ‍ و جمیع خلقش در زمین و آسمان ، بر آدم اهل بیت ؛ كسى كه از كیت و ماكیت ، منزه و روح جسد امامت است . آن كه شمس شهامت و مضمون كتاب ابداع است و حل معماى سر الله در وجود.
او انسان عین شهود، خازن كنوز غیب ، مطلع نور ایمان ، كاشف مستور عرفان ، حجت قاطع و در لامع ، ثمره مقدس شجره طوبى ، ازل الغیب و ابد الشهاده ، سر كل در سر عبادت ، وتدالاوتاد، امام العالمین و مجمع البحرین ، زین العابدین ، على بن الحسین علیه السلام ، است
(709)
613- اوصاف حضرت سید الساجدین (ع )
كلام محمد طلحه شافعى :
او، زین العابدین است و قدوه الزاهدین و سید المتقین و امام المؤمنین .
صفاتش گواهى دید كه از سلاله رسول خداست ، و سمتش گواه است بر مقام والاى قربت او نزد خدا. پینه هایش كثرت نماز و تهجد او را رساند، و اعراض و روس گردانى اش از دنیاات نشان از زهد اوست . انوار تاءیید و هدایت خدایش بر او تابیده و بدانها هدایت یافته است ، و اوراد عبادت بر او القا شده و با آنها ماءنوس گشته است و او لباس زیباى شان را در بر كرده است .
همواره براى او شب ، مركبى است كه طریق آخرت را با آن طى كند و و او را كراماتت و خوارق عاداتى است كه هیچ چشم بینایى چون آن را ندیده است ، و آنها در آثار و اخبار متواتر، مربى و ثابتند، و این گواهى است كه او را از ملوك آخرت است
(710)
614- دعاى براى ارتش
جامعه ما به علوم گوناگون نیاز دارند و آنچه را كه عقل و شرع امضاء فرموده اند همه محترمند و بعد از علم دین كه علم انسان ساز است ، اجتماع به طبیب ، بازرگان معتبر و متدین و حافظان اجتماع نیازمند است .
حافظان اجتماع كه همان ارتش باشند، نگاهدارنده اجتماع و سنگر مردمند و حافظ حد و مرز اجتماع هستند. امام سجاد علیه السلام در یكى از دعاهاى خود، ارتش اسلام را دعا مى كند كه اینها حافظ مرز و بوم كشور هستند. (711)
615- سیره بزرگان
روزى مرحوم علامه طباطبایى را در خیابان زیارت كردم و در معیت ایشان ، تا درب منزلشان رفتم . به درب منزل كه رسیدیم ایشان تعارف كردند. عرض ‍ كردم : مرخص مى شوم . ایشان ، در پله بالا ایستاده بودند و من پایین بودم ، رو به من كردند و گفتند: حكماى الهى این همه فحشها را شنیدند، سنگ حوادث را خوردند، قلمها به دشنام و بدگویى آنها پرداختند، این ههه فقر و فلاكت و بیچارگى را از تبلیغات سوء كشیدند. گاهى به
كهك به سر مى بردند و گاهى ... با این همه حقایق را در كتاب هایشان نوشتند گفتند: آقایانى كه به ما بد گفتید و فحش دادید و زندگى را در كام ما تلخ كردید و مردم را علیه ما شورانیدید، حرف این است و حق این است كه نوشته ایم و براى شما گذاشته ایم ، حال هر چه مى خواهید بگویید.
آنها حرف حقشان را نوشتند و براى نفوس مستعد به یادگار گذاشتند، تمام تلاش این است كه منطق وحى را بفهمیم . خداوند ملاصدرا را رحمت كند! مفسر است ، محدث است ، فقیه است ، مرد سیر و سلوكى است كه هفت مرتبه پیاده به زیارت بیت الله الحرام ، مشرف مى شود و بار هفتم در
بصره نداى حق را لبیك گفته است . ایشان در شرح اصول كافى حدیث امام سجاد علیه السلام را نقل مى كند كه : چون خداوند سبحان ، مى دانست در آخر الزمان مردمى عمیقى پیدا مى شوند - در توحید و در اصول عقاید - اوایل سوره اخلاص را فرستاد.
مرحوم آخوند مى گوید: به این حدیث كه رسیدم گریه ام گرفت .این گریه شوق است و گریه عشق ، چون خودش مى بیند كه این حدیث ، براى امثال اوست . (712)
616- قرآن ، خزینه الهى است !
حضرت سید الساجدین امام زین العابدین علیه السلام مى فرماید:
آیات القرآن خزائن و كلما فتحت خزانه ینبغى لك ان تنظر ما فیها (713) هر آیه اى خزانه است ، هر خزانه را كه گشودى و باز كردى و وارد شدى زود بیرون نرو. در این خزانه خبرهاست . ما حق نداریم بگوییم جواهر و طلاست .(714)
617- عجب از این آدم !
حق سبحانه در سوره واقعه قرآن كریم فرموده است :
ولقد علمتم النشاه الاولى فلولا تذكرون .
و در كافى از امام سجاد علیه السلام روایت است كه :
العجب كل العجب ، لمن انكر النشاه الاخرى و هو یرى النشاه الاولى .(715)
618- دعاى دفع دشمن
از حضرت سید الساجدین مروى است كه بعد از نماز صبح ، بالفاصله بخواند به جهت دفع دشمن مقهور مى شود:
اللهم انى و اعدائى اقویاء و انت الاقوى و قنى شرهم و اكفنى امرهم واعنى علیهم بحولك و قولك یاقوى .(716)
619- دعاى وداع امام سجاد (ع )
دهاى چهل و پنجم صحیفه سجادیه در وداع شهر رمضان است ، در این دعا، امام علیه السلام خطاب به ماه رمضان مى نماید و چندین بار وى را سلام مى كند و او را وداع مى نماید و مى فرماید:
السلام علیك یا شهر الله الاكبر و یا عید اولیائه . السلام علیك یا اكبر مصحوب من الاوقات .(717)
697-و فیات الاعیان و انیاء ابناء الزمان ، احمد بن خلكان - و امامت ، ص 166و167.
698-رساله امامت ، ص 175.
699-ینابیع الموده - رساله امامت ، ص 170.
700-امامت ، ص 167و168
701-رساله امامت ، ص 168
702-كتاب نور على نور، ص 44.
703-كتاب نور على نور، ص 145.
704-سوره بقره ، آیه 274 - انه الحق ، ص 133.
705-كلینى از كتاب فضل القرآن كافى نقل مى كند - انه الحق ، ص 133.
706-اصول كافى ، كتاب فضل القرآن ، معرب ، ج 2، ص 446 - لقاء الله ، ص 62.
707-حكیم الهى مولى صدر در شرح حدیث سوم از باب النسبه من كتالب التوحید در اصول كافى - و لقاء الله ، ص 79و80.
708-هزار و یك كلمه ، ج 1، ص 287.
709-امامت ، ص 165و166.
710-امامت ، ص 166.
711-گفت و گو، ص 138.
712-گفت و گو، ص 115.
713-اصول كافى ، ثقه الاسلام كلینى ، ج 2، ص 446.
714-گفت و گو، ص 63.
715-در آسمان معرفت ، ص 382.
716-خزائن ، ص 446.
717-هزار و یك نكته ، ص 8.



نوشته شده توسط : سید سعدی علوی