تبلیغات
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی) - عرش چیست ؟
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی)


ابزار و قالب وبلاگ

بهترین سریال صدا و سیما در ایام ماه مبارک رمضان کدام است؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :




  • Powered by WebGozar

دوشنبه 11 فروردین 1393

س 43 عرش چیست ؟
ج - عرش در لغت به معناى ملك و تخت سلطنت است ، و در روایت نیز آیه شریفه الرحمن على العرش ‍ استوى (طه : 5):(به راستى كه خداوند بر عرش استیلا و سیطره دارد) این گونه معنى شده است :
على الملك احتوى (19) خداوند سلطنت را احراز نمود.

س 44 قرآن كریم مى فرماید: انما امره اذا اراد شیئا، ان یقول له كن فیكون (یس : 82). 
هرگاه خداوند بخواهد چیزى را پدید آورد، تنها كار او این است كه به آن مى گوید موجود شو، و آن چیز بى درنگ به وجود مى آید.
آیا واقعا خداوند مى گوید: (كن ) و با این لفظ اشیاء را ایجاد مى كند؟
ج - خیر، خداوند گفتار لفظى ندارد، زیرا در روایت آمده است :
قوله فعله (20) گفتار او همان فعل اوست .
بنابراین (كن ) خداوند متعال ، همان فعل خارجى اوست .

س 45 معناى این آیه شریفه چیست كه خداوند متعال مى فرماید: و ان من شى ء الا عندنا خزائنه ، وما ننزله الا بقدر معلوم . (حجر: 21). 
و هیچ چیز نیست مگر آنكه گنجینه هاى آن نزد ماست ، و ما آن را جز به اندازه اى معین فرو نمى فرستیم .
ج - یعنى هر چه را فرض كنید كه بر او كلمه (شى ء) صدق كند، نزد خداوند متعال خزائن یعنى وجوداتى دارد، و ما ننزله یعنى و ما نخلقه و نظهره (ما آن را خلق نمى كنیم و به آن ظهور نمى دهیم ) الا بقدر معلوم مگر به اندازه معین و با حد محدود و كیفیت مخصوص . و اما همان چیز كه (عندنا) و نزد ماست اندازه معینى ندارد، بلكه مراتبى است بعضها فوق بعض (نور: 40) (روى هم ) و خزائنى است نامتناهى .

س 46 آیا انسان نیز خزائنى دارد، و درباره او هم مى توان گفت : و ما ننزله الا بقدر معلوم ؟
ج - خداوند متعال مى فرماید: و ان من شى ء الا عندنا خزائنه .
بنابراین هر چه (شى ء) بر آن اطلاق شود، خزائنى دارد، و انسان هم شى ء است كه خزائنى دارد، و نیز قدرى دارد. قدر او همان نحوه وجود و كیفیت خلقت اوست كه در جاى دیگر مى فرماید: لقد خلقنا الانسان فى احسن تقویم (تین : 4).
به راستى كه ما انسان را در نیكوترین اعتدال آفریدیم .
خلق و تقدیر انسان به گونه اى است كه صلاحیت دارد با علم نافع و عمل صالح به مقام قرب (عند الرب ) عروج كند، و به حیات ابدى نایل گردد؛ ولى افراد انسان با این صلاحیت كه خلقت آن در احسن تقویم است به دو دسته تقسیم مى شوند:
یك دسته ، كافر و طالح كه از احسن تقویم خارج شده اند، و خداوند درباره آنان مى فرماید: ثم رددناه اسفل سافلین (تین : 5)
سپس او را به پست ترین مراتب پستى باز گردانیدیم .
دسته دیگر، مؤ من و صالح كه در فطرت اولى و تقویم احسن خود باقى مانده اند، چنانكه مى فرماید: الا الذین آمنوا و عموا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون (تین : 6) 
مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام دهند، كه پاداشى بى منت خواهند داشت . پس در واقع این عالم ، عالم انسان سازى است ، عده اى تكمیل مى شوند و از این عالم بیرون مى آیند، و بعضى در این عالم مى مانند و جهنمى مى گردند.
و این آیات تنها آیات مخصوص به انسان هستند كه روشن مى كنند انسان از چه مقام ، به چه مقامى آمده ، و به چه مقامى مى رسد و عود مى كند.

امكان رؤ یت خداوند سبحان 

س 47 در روایتى آمده است كه ابى بصیر از امام صادق پرسید:
هل یراه المومنون یوم القیامه ؟
آیا مؤ منان در روز قیامت او (خدا) را خواهند دید؟
حضرت فرمود:
نعم قد راؤ ه قبل یوم القیامه
 .
بله ، بلكه پیش از روز قیامت او را دیده اند. وى مى گوید:
عرض كردم : آیا مقصود همان دیدنى است كه خداوند (در ازل ) فرمود: الست بربكم ؟ قالوا: بلى (اعراف : 172). 
آیا من پروردگار شما نیستم ؟! و همه گفتند: بله .
حضرت چند لحظه ساكت شد و سپس فرمود: و ان المؤ منین لیرونه فى الدنیا قبل یوم القیامه الست تراه فى وقتك هذا؟!
و قطعا مؤ منان او را در دنیا و پیش از روز قیامت مى بینند. آیا تو در همین هنگام او را نمى بینى ؟! و در ادامه روایت از حضرت خواست كه این مطلب را براى دیگران نیز نقل كند ولى حضرت فرمود: خیر، نقل نكن ))(21). چرا حضرت به وى اجازه نداد كه براى دیگران نقل كند؟ و معناى دیدن خداوند در دنیا و قیامت چیست ؟
ج - زیرا اگر نقل مى كرد، جاهلان تصور مى كردند كه خداوند متعال جسم است ، و با چشم سر و ظاهر بین مى توان خدا را دید؛ در حالى كه خداوند جسم نیست .
اما در رابطه با مشاهده خداوند در دنیا و آخرت باید توجه داشت كه ما در دیدمان واقعیات را مشاهده مى كنیم ، و چه در دنیا و چه در قیامت اصلا غیر خدا براى ما مشهود نیست ؛ چنانكه مى فرماید: سنریهم آیاتنا فى الافاق و فى انفسهم ، حتى یتبین لهم انه الحق ، اولم یكف بربك انه على كل شى ء شهید؟! الا انهم فى مریه من لقاء ربهم . الا، انه بكل شى ء محیط (فصلت : 53 و 54). 
به زودى نشانه هاى خود را در افقهاى (گوناگون ) و در دلهایشان به ایشان خواهیم نمود، تا بر ایشان روشن گردد كه تنها او حق است ، آیا (براى حق بودن ) پروردگارت همین كافى نیست كه او براى هر چیز مشهود است . هان آنان در لقاى پروردگارشان تردید دارند، آگاه باش كه مسلما او به هر چیزى احاطه دارد.
از جمله على كل شى ء شهید استفاده مى شود كه خداوند حتى در دنیا مشهود همگان است ، در رابطه با قیامت نیز در آیه دیگر مى فرماید: و یعملون ان الله هو الحق المبین (نور: 25). 
و پى مى برند كه تنها خداوند، حق و آشكار است .
از این آیه شریفه نیز استفاده مى شود در آخرت هم معلوم مى شود كه خداوند متعال حقیقتا حق و مبین و آشكار است .

س 48 با اینكه ابى بصیر نابینا بود، عبارت (الست تراه فى وقتك هذا): (آیا هم اكنون تو خدا را نمى بینى ؟!) در روایت گذشته درباره او چه معنى دارد؟
ج - معنى مشهود اوست ، زیرا دركهاى حضور عیانا مشهود است ، لذا با اینكه چشم ندارد، مى گوید: مى بینم . و علم اعم از حصولى و حضورى است ، و این نحوه رؤ یت حقیقت ، رؤ یت و علم حضور است . لذا خداوند متعال در آیه گذشته فرمود: سنریهم آیاتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى یتبین لهم انه الحق با اینكه بعد از آن مى فرماید: الا انهم فى مریه من لقاء ربهم .
یعنى خود پروردگار (ربهم ) را مشاهده مى كنند، نه رحمت پروردگار را لذا نفرمود: (رحمه ربهم ): البته مشاهده اى كه سزاوار ساحت حق تعالى باشد نه مشاهده حسّیه ، كه شرك و ثنویت است .

س 49 معناى (قاب قوسین ) در آیه شریفه فكان قاب قوسین او ادنى (نجم : 9) (تا اینكه فاصله اش به اندازه طول دو كمان یا نزدیكتر شد.) چیست ؟
ج - یعنى اگر على فرض محال هر دو (خداى سبحان و پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم ) جسم بوده اند، در نزدیكى و قرب ، مثل زانو به زانو به هم نزدیك بودند.

س 50 آیا در خواست حضرت موسى علیه السّلام در رب ارنى انظر الیك (اعراف : 143) (پروردگارا خود را به من بنمایان تا به تو نگاه كنم )، در خواست رؤ یت ممكن بود؟
ج - حضرت موسى علیه السّلام پیغمبر خدا است ، و در خواست از خداى متعال است . اگر ممكن نبود نمى خواست . البته این رؤ یت غیر از رؤ یتهاى مادى است ؛ زیرا پیغمبر خداست كه مى داند كه رؤ یت بصرى در حق خداى سبحان محال است (22) 
س 51 در مسند احمد و ترمذى آمده است : كه از امتیازات حمزه قارى این است كه خدا را در خواب دید، و به قدمش ‍ افتاد و او را در آغوش گرفت .
ج - یعنى خدا وجود محدود و محتاج و مركب شد و دیده شد! بازگشت این سخن به این است كه موجود ساخته شده و مصنوع خود را دیده باشد. زیرا خدا رؤ یت نمى شود و به رؤ یت نمى آید، نه رؤ یت حسى و نه خیالى و نه عقلى .

س 52 معناى این روایت منقول از امیرالمؤ منین علیه السّلام چیست كه مى فرماید: مارایت شیئا الا و راءیت الله قبله
هیچ چیز را ندیدم ، جز آنكه خدا پیش از آن مشاهده نموده .
ج - یعنى تمام اءشیاء، آیه و نشان دهنده حق هستند، و آیه ماوراى خود را نشان مى دهد، نه خود را. مانند چراغ قرمز در چهارراه ها كه علامت خطر است و انسان را دیدن آن متوجه خطر مى شود.

معناى شرك و مراتب آن 

س 53 نحوه شرك بت پرستان چگونه بود؟
ج - آنان به شرك و وثنیت در ذات قایل نبودند، بلكه معتقد بودند كه خدا به تعقل و حس در نمى آید و ممكن نیست او را عبارت كرد، بلكه باید خدایانى را كه به حس و عقل در مى آیند پرستش نمود، لذا به شرك و وثنیت در ربوبیت حق سبحانه اعتقاد داشتند و عده اى از بندگان شریف خدا را به عنوان رب و پروردگار خود انتخاب نموده و آنها را پرستش مى كردند تا دلهاى آنها را به دست آورند و مورد عنایت آنها قرار گیرند، و در نتیجه آنها شفیع آنان نزد خدا گردند، و بدین وسیله در درگاه خدا مقرب شوند. خداوند متعال به نقل از بت پرستان مى فرماید: ما نعبدهم الا لیقربونا الى الله زلفى (زمر:3). 
ما آنها را جز براى اینكه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیك كنند، نمى پرستیم .

س 54 آیا معصیت نیز شرك به خدا است ؟
ج - معاصى ، شرك در اطاعت است ، نه در ذات .

آیا توسل به ائمه (ع ) خواندن غیر خدا است ؟

س 55 آیا توسل به ائمه (ع ) خواندن خدا است ؟
ج - ما هنگام توسل به ائمه (ع )، آنها را وسیله قرار مى دهیم ؛ چنانكه خداوند متعال دستور داده و فرموده است : و ابتعوا الیه الوسیله (مائده : 35) 
وسیله اى به سوى خداى بجویید.

19) بحار الانوار، ج 58، ص 30، روایت 51.
20) ر، ك : بحار الانوار، ج 3، ص 295، روایت 20، و ج 10، ص 314، روایت 1، و ج 52، ص ‍ 50، روایت 27.
21) ر، ك : بحار الانوار، ج 4، ص 44، روایت 24، و توحید صدوق 1، ص 117.
22) در كلمات امیر مؤ منان علیه السّلام است : لم تره العیون بمشاهده العیان ، و لكن راته القلوب بحقائق الایمان (دیده ها با رؤیت دیدگان خدا را نمى بینند، بلكه دلها با ایمان حقیقى شان او را مى بینند. بحار الانوار ج 4، ص 32، روایت 8، ر، ك : بحار الانوار، ج 4، ص 26، روایت 1، و ص 33،روایت 10، و ص 52، روایت 29، و ص 36، ص 406، روایت 16، و ج 78، ص 207، روایت 66.


665 پرسش و پاسخ (در محضر علاّمه طباطبائى قدس سره )

جمع آوری از : محمد حسین رخشاد



نوشته شده توسط : سید سعدی علوی