تبلیغات
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی) - برخورد پسندیده
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
مذهبی-اجتماعی-علمی-انتقادی(سید سعدی علوی)


ابزار و قالب وبلاگ

بهترین سریال صدا و سیما در ایام ماه مبارک رمضان کدام است؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :




  • Powered by WebGozar

پنجشنبه 15 خرداد 1393

برخورد پسندیده (33)

یكى از خویشان امام زین العابدین علیه السلام در برابر آن حضرت ایستاد و زبان به ناسزاگویى گشود. حضرت در پاسخ او چیزى نگفت . هنگامى كه مرد از پیش حضرت رفت . امام به اصحاب خود فرمود:
- آنچه را كه این مرد گفت ، شنیدید. اكنون دوست دارم ، همراه من بیایید تا نزد او برویم و جواب مرا نیز به او بشنوید.
عرض كردند: حاضریم ، ما دوست داشتیم شما هم همانجا پاسخ ایشان را بگویید و ما هم آنچه مى توانیم به او بگوییم .
سپس امام نعلین خویش را پوشیده ، به راه افتاد. در بین راه این آیه را مى خواند:
- ((والكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین .))(34)
راوى مى گوید: ما از خواندن این آیه دانستیم به او چیزى نخواهد گفت . وقتى رسیدیم به خانه آن مرد، او را صدا زد و فرمود:
- به او بگویید على بن الحسین با تو كار دارد.
همین كه متوجه شد امام زین العابدین علیه السلام آمده است در حالیكه آماده مقابله و دفاع بود از منزل بیرون آمد و یقین داشت آن جناب براى تلافى جسارتهایى كه از او سر زده آمده است .
ولى چشم امام علیه السلام كه به او افتاد، فرمود:
- برادر! چندى پیش نزد من آمدى و آنچه خواستى به من گفتى . اگر آن زشتیها كه به من گفتى در من هست ، هم اكنون استغفار مى كنم و از خداوند مى خواهم مرا بیامرزد و اگر آن چه به من گفتى در من نیست ، خداوند تو را بیامرزد.
راوى مى گوید: آن شخص سخن حضرت را كه شنید پیش آمد و پیشانى امام علیه السلام را بوسید و عرض كرد:
- آرى ! آن چه من گفتم در شما نیست و من به آن چه گفتم سزاوارترم .


((32)) امام زین العابدین علیه السلام و اهمیت عبادت (35)

فاطمه دختر على علیه السلام روزى امام زین العابدین علیه السلام را دید كه وجود نازنین او در اثر كثرت عبادت رنجور و ناتوان گردیده است . بدون درنگ پیش جابر آمد و گفت :
- جابر! اى صحابه رسول خدا! ما بر گردن شما حقوقى داریم . یكى از آنها این است كه اگر ببینى كسى از ما خود را از بسیارى عبادت و پرستش به هلاكت مى رساند، او را تذكر دهى تا جان خود را حفظ نماید. اینك على بن الحسین علیه السلام یادگار برادرم خود را از كثرت عبادت رنجور كرده و پیشانى و زانوهاى او پینه بسته است .
جابر به خانه امام چهارم علیه السلام رهسپار گشت . در جلوى در كودكى را همراه با پسر بچه هایى از بنى هاشم دید. جابر به راه رفتن این كودك با دقت نگاه كرد و با خود گفت . این راه رفتن پیغمبر است . سپس پرسید:
- پسر جان ! اسمت چیست ؟
فرمود: ((من محمد بن على بن حسینم )).
جابر به شدت گریست و گفت :
- پدرم فداى تو باد! نزدیك من بیا.
آن حضرت جلو آمد. جابر دكمه هاى پیراهن امام باقر علیه السلام را باز كرد.
دست بر سینه اش گذاشت و بوسید و در این حال گفت :
- من از طرف پیغمبر صلى الله علیه و آله به تو سلام مى رسانم . حضرت به من دستور داده بود كه با تو چنین رفتار كنم .
سپس گفت از پدر بزرگوارت اجازه بگیر.
حضرت باقر علیه السلام پیش پدر آمد و رفتار پیرمرد و آنچه كه گفته بود بر ایشان توضیح داد. امام فرمود:
- فرزندم ! او جابر است . بگو وارد شود.
جابر وارد شد. امام زین العابدین علیه السلام را در محراب دید كه عبادت پیكرش را در هم شكسته و ناتوان كرده است .
امام علیه السلام به احترام جابر برخاست و از جابر احوالپرسى نمود و او را در كنار خود نشاند.
جابر عرض كرد: اى پسر پیغمبر! تو كه مى دانى خداوند بهشت را براى شما و دوستان شما آفریده و جهنم را براى دشمنانتان . پس علت این همه كوشش و زحمت در عبادت چیست ؟
امام علیه السلام فرمود: مگر رسول خدا صلى الله علیه و آله را ندیده بودى با آنكه خداوند در قرآن به آن حضرت گفته بود همه گناهان تو را آمرزیده ایم باز جدم كه پدر و مادرم فداى او باد آنقدر عبادت كرد تا پا و ساقهاى مباركش ورم نمود. عرض كردند: شما با این مقام باز هم عبادت مى كنید؟
فرمود: ((اءفلا اءكون عبدا شكورا)) آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم ؟
جابر دانست سخنانش در امام علیه السلام اثر ندارد و باعث نمى شود كه از روش پرزحمت خود دست بردارد.
عرض كرد فرزند پیغمبر! پس حداقل جان خود را حفظ كن زیرا كه شما از خانواده اى هستید كه بلا و گرفتارى بواسطه آنان دفع مى شود و باران رحمت به بركت وجودشان نازل مى گردد.
فرمود: جابر! من از روش پدرانم دست برنمى دارم تا به دیدار ایشان نائل گردم . جابر گفت : به خدا سوگند! میان اولاد پیامبران كسى را مانند على بن الحسین علیه السلام نمى بینم ، مگر یوسف پیغمبر. قسم به پروردگار! فرزندان این بزرگوار بهتر از فرزندان حضرت یوسف هستند و از فرزندان او كسى است كه زمین را پر از عدل و داد مى كند، بعد از آنكه پر از ظلم و ستم شود (اشاره به حضرت حجة بن الحسن ارواحنا له الفداء). (36)


((33)) چگونه دعا كنیم

شخصى در محضر امام زین العابدین علیه السلام عرض كرد:
- الهى ! مرا به هیچ كدام از مخلوقاتت محتاج منما!
امام علیه السلام فرمود: هرگز چنین دعایى مكن ! زیرا كسى نیست كه محتاج دیگرى نباشد و همه به یكدیگر نیازمندند.
بلكه همیشه هنگام دعا بگو:
- خداوندا! مرا به افراد پست فطرت و بد نیازمند مساز!(37)


((34)) نصیحت پدرانه

امام زین العابدین علیه السلام به فرزندش (امام محمد باقر علیه السلام ) فرمود:
- فرزندم ! با پنج كس همنشینى و رفاقت مكن !
- از همنشینى با ((دروغگو)) پرهیز كن ؛ زیرا او مطالب را برخلاف واقع نشان مى دهد. دور را نزدیك و نزدیك را به تو دور جلوه مى دهد.
- از همنشینى با ((گناهكار و لاابالى )) بپرهیز؛ زیرا او تو را به بهاى یك لقمه یا كمتر از آن (مثلا به یك وعده لقمه ) مى فروشد.
- از همنشینى با ((بخیل )) پرهیز نما؛ كه او از كمك مالى به تو آن گاه كه بسیار به او نیازمندى ، مضایقه مى كند. (در نیازمندترین وقتها، تو را یارى نمى كند.)
- از همنشینى با ((احمق )) (كم عقل ) اجتناب كن ؛ زیرا او مى خواهد به تو سودى برساند ولى (بواسطه حماقتش ) به تو زیان مى رساند.
- از همنشینى با((قاطع رحم )) (كسى كه رشته خویشاوندى را مى برد) بپرهیز؛ كه او در سه جاى قرآن (38) مورد لعن و نفرین قرار گرفته است . (39)


33- بحار: ج 46، ص 54.
34- آنان كه خشم خود فرو خورند و از مردم گذشت نمایند و خدا دوست دارد نیكوكاران را. سوره آل عمران آیه 134.
35- بحار: ج 46، ص 54.
36- بحار: ج 46،ص 60.
37- بحار: ج 78، ص 135.
38- سوره هاى محمد، آیه 2 و رعد، آیه 25 و بقره ، آیه 27.
39- بحار: ج 74، ص 196 و 208 و جلد 78، ص 137 با تفاوت مختصر.
نام كتاب :داستانهاى بحارالانوار جلد دوم

مؤ لف : محمود ناصرى


نوشته شده توسط : سید سعدی علوی